كارستن نيبور ( مترجم : پرويز رجبى )

180

سفرنامه كارستن نيبور ( فارسى )

شركت نكند ، باقى ماند . روز بيستم به پسر شيخ ناصر اطلاع دادند ، كه دو قايق ماهيگيرى ميرمهنا ، به خارك آمده است . فقط يك ماهيگير در قايق مانده بود و بقيه به شهر خارك رفته بودند . شيخ جوان دستور داد ، كه اين قايق‌ها را به كشتى او نزديك بكنند . چون عربها از طرف اين قايق‌ها مقاومتى نديدند ، خيلى آسان آنها را در اختيار گرفتند ، اما كلابيطهاى هلنديها مىخواستند به آنها اجازه بازگشت از خشكى را ندهند و وقتىكه عربها توجهى به آنها نكردند و شراع كشيدند ، هلنديها به طرف آنها شليك كردند ، اما گلوله‌هايى كه شليك شد به كسى اصابت نكرد . اين جريان به اطلاع حاكم خارك رسانيده شد . بوشمان فورا دستور داد ، توپها را آماده بكنند و وقتى گلولهء توپى درست كنار عربها روى آب افتاد ، يكى از قايق‌ها صلاح را در اين ديد ، كه بازگردد ، اما قايق ديگر به راهش ، به طرف كشتى پسر شيخ ناصر ادامه داد . در اين موقع تعداد زيادى عرب به ساحل آمدند ، تا ببينند ، بين هلنديها و عربهاى بوشهر چه اتفاقى افتاده است . وقتى مسلمانهاى خارك ماهيگير بيچاره را كشته و غارت شده در قايق ديدند ، به عامل ظالم و هم‌چنين به بوشهرىها ، دشنامهاى زيادى دادند و بوشهرىها ، كه مىترسيدند مورد حمله قرار بگيرند ، شمشيرهايشان را كشيدند و عربهاى خارك ( كه سرباز نبودند و شمشير نداشتند ) دست به كاردهاى بزرگشان و هم‌چنين سنگ بردند . به اين ترتيب ما شاهد دعوايى بسيار درهم و برهم و نادر شديم . تا بالاخره ملوانان هلندى از عرشهء كلابيطها - بدون در نظر گرفتن دوست و دشمن - روى آنها شليك كردند . تعداد زيادى مجروح شدند ، اما كسى كشته نشد . در اين ميان بوشهرىها شمشيرها و تپانچه‌هاى خود را از دست دادند . پولى كه از ماهيگير مقتول گرفته شده بود ، پس گرفته شد و قاتل شلاق زيادى خورد و آقاى بوشمان دستور داد ، كسانى را كه قصد فرار با قايق ماهيگير را داشتند ، آن‌قدر نگه دارند ، تا شيخ جوان قايق